اتهام جاسوسی

انضمامی گشتن حرکت میکند. شکستن این تابو طلیعه تولد انسان در نظام فرهنگی و قانونی ایران

است.

هر فرهنگ گروه "دیگر" را براساس عقده ها و حساسیت های خودش تعریف می کن د. در گذشته

دو دسته از این عقده ها در فرهنگ قرن نوزدهم ایران رواج و قدرت بسیار داشتند. یکی عقده

ن های ج سی و دیگر عقده های مذهبی. طبیعی است که د ر فرهنگ بهائی ستیزی گذشته همواره

بهائیان بر اساس این دو نوع افترا و مکانیزم فرافکنی روانی مورد توهین و مسخ و دشنام فرار

بگیرند. پرتاب خیالی عقده های جنسی به بهائیان ترفند کارایی د ر دست سنت پرستان بوده است.

برخی از ایرانیان

این تخیل بیمارگونه جنسی در م ورد نام بهائی تا به حدی در تارو پود ناخود

آگاه

به ان باور دارند. مسئ له

رسوخ داشته است که هن وز هم در قرن بیست و یکم شماری از

مردم

دردناک فقط این نی س ت که این تخیلات جنسی بهائی ستیزان همگی دروغ و عکس حقیقت است.

دردناک تر از ان این است که رواج این باورها حکایت از این واقعیت می کند که تا چه حد امتناع

از اندیشیدن و گریز از آزادی و خودکشی انسانیت در جامعه ما رواج داشته است. اتهاماتی نظیر

جنسی می یابد یا

در جلساتشان چراغ خاموش می کنند و هر کس باهرک آمیزش س

این بهائیان که

به این نوع جلسات برای اغوا و فریفتن

را

اینکه بهائیان مسلمانان کنجکاو در مورد آئین بهائی

ایشان می برند (که با اتهام سنیان حاکم نسبت به شی عیان اسماعیلی برای منفور جلوه دادن آنها در

میان مردم شباهتی عجیب دارد) د و نوع عملکرد اجتماعی داشت. از طرفی مردم را ا بهائیان ز

را پنهان

بیمناک و متنفر می کرد و از طرف دیگر جذابیت و خلاقیت فرهنگ سنت شکن بهائی

می ساخت . پس علت جذابیت مردم به آئین جدید خلاقیت جهان بینی بهائی و انطبلق ان با تول د

انسان نیست بلکه اغوای جنسی و ی ا ریختن دوایی در چایی مجلس بهائی است که آدمها را می

می کند. یا هنوز هم هستند ایرانیانی که فکر می کنند در میان

فریبد و انان را ناخود بهائی آگاه

بهائیان برادر و خواهر با هم ازدواج میکنند. این در موقعی است که بهائیان در همه جای ایران و

یشناسند و آنها را می بینند. شاید نگاه می

در هر محله ای بوده و می باشند و مردم هم آنها را م

کنند ولی نمی بینند. 1

دسته دیگر از عقده ها و حساسیت های فرهنگی ما به مس ئ له مذهب و خداپرستی مربوط می شود.

منطق و جهان بینی ارتداد شاید مخوف ترین و عقب افتاده ترین شکل انسان کشی و انسان زدایی

است یعنی فرهنگی است که اندیشیدن را جرم نابخشودنی قلمداد میکند وقبول یک دین را به این

معنا می گیرد که از ان به بعد ان فرد حق اندیشیدن ندارد و با ایمان به یک دین باید انسانیت خود

3

Made with