Hava

105 ... چنینگفت حوا كامـل انسـان از ناتوانـی خـود در مقابـل حـق اسـت. انقطـاع و آگاهـی انسـان را در مقامـی قـرار میدهـد كـه از هیـچ بـاد و طوفانـی نلـرزد و نترسـد، انقطـاع گـره از پـای روح بـاز میكنـد تـا روح بتوانـد بـر پشـت ن ـور س ـوار ش ـود! عناي ـات حـق هنگام ـی نصی ـب انسـان میش ـود ک ـه انسـان از آگاهـی كامـل بـه انقطـاع برسـد! ارتباط روح و ماده دراين میان چگونه است؟! - روح در رحـم مـادر جـذب مـاده میشـود، يعنـی آنچـه از جنـس مـاده نیسـت جـذب مـاده میشـود! هنگامـی كـه مشـیت الهـی بـر ايـن قـرار گرفــت کــه خلــق را خلــق کنــد اراده الهــی ماننــد شــهابی از مشــیت الهـی و يـا فكـر اولیـه خالـق جداشـد و از برخـورد اراده الهـی و يـا قـوه فاعلـه بـا مـاده انفجـار عظیمـی بوجـود آمـد و زندگـی آغـاز شـد. پـس اگـر چشـم درون را بـاز کنیـم در هـر هـزارم ثانیـه انفجارهـای عظیمـه روحانـی را خواهیـم ديـد کـه چگونـه از بـر خـورد مـاده و غیـر مـاده و ي ـا روح در اط ـراف م ـا بهوج ـود میآين ـد! روح ب ـا آنک ـه ج ـذب م ـاده میش ـود، ول ـی داخ ـل م ـاده نمیگ ـردد ول ـی ان ـوارش ك ـه هم ـان روان اســت وارد مــاده و يــا جســم میشــود، و يــا بهعبارتــی ديگــر انــوار خورش ـید روح ب ـر آين ـه جس ـم میتاب ـد، و همانط ـور ک ـه خورش ـید از مشـرق طلـوع میكنـد و در مغـرب غـروب میكنـد روح هـم از مشـرق وج ـود طل ـوع ك ـرده و ان ـوارش را در هم ـه عال ـم پخ ـش میكن ـد و در س ـاعت معی ـن ه ـم ان ـوارش را جم ـع ک ـرده و ب ـا خ ـودش میب ـرد، و طـوری از آين ـه دور میشـود ان ـگار ك ـه هرگ ـز ب ـر آن آين ـه نتابی ـده! پس از ماده و يا آينه چه میماند؟ - از آينـه و مـاده جـز خـاک باقـی نمیمانـد، ولـی لحظاتـی کـه خورشـید حقیق ـت در آين ـه و ي ـا م ـاده تابی ـده اب ـدی میش ـوند، بهعب ـارت ديگ ـر مـاده را يـك پارچـه ابريشـمی فـرض كـن کـه از الیـاف طبیعـی بافتـه شـده اسـت، اگـر الیـاف را تـک تـک از هـم بیـرون بکشـیم از پارچـه ابريش ـمی جزالی ـاف چی ـزی باق ـی نمیمان ـد، ول ـی اگ ـر قب ـل از آنک ـه الیـاف ابريشـمی از هـم بـاز شـود لباسـی از آن پارچـه دوختـه شـده و

Made with