Hava

72 چنینگفت حوا... بـرای زيـارت محبـوب ماننـد رعدوبـرق از طريـق قلـب كـه واسـطه بـود بـه جسـم م ـن رسـید و احسـاس عطشـی شـديد ك ـردم، عطشـی ك ـه از بیآب ـی نبـود بلكـه عطـش ديـدن و رسـیدن بـود! امـا چـون هنـوز زمـان وصـال نرسـیده بـود بـا چشـم خـود ديـدم كـه چگونـه دو ب ـال س ـفید در دو ط ـرف ب ـدن آن دخت ـر ج ـوان رويی ـده ش ـد و بهط ـرف مـن كـه سـايهاش بـودم پـرواز كـرد، صـورت مـرا در میـان دسـتهای ظريفـش گرفـت و از مـن خواسـت تـا دعايـی بخوانـم ومـن ايـه مباركـه «سـفینه عرفـان» را خوانـدم تـا روح را كـه از كـره آتشـین بـه كـره سـرد خـاك بازگشـته بـود آرام كن ـم، در حال ـی ك ـه قلب ـم در سـینه بهشـدت م ـیزد، مث ـل اي ـن ب ـود ك ـه قلـب هنـوز بـه بازگشـت روح رضايـت نمـیداد! هنگامـی كـه آيـه مباركـه را خوانـدم ديـدم كـه چگونـه افسـاری كـه بـه گـردن روح و جسـم ب ـود كوت ـاه و كوتاهت ـر میشـود و جسـم و روح بههـم نزدي ـك و نزديكتــر شــدند، تــا اينكــه ديگــر از شــدت نزديکــی روح را نديــدم. زيـارت مـن تمـام شـد و مـن سرمسـت از زيـارت روح بـر جـای مانـدم! اگر روح بسیار نزديك جسم است، پس چرا او را نمیبینی؟ - اگــر خــدا را نمیبینــی از شــدت نزديكــی خــدا بهانســان اســت، از شــدت نزديكــی اســت كــه انســان خــدا را نمیبینــد، و همانطــور هــم از شــدت نزديكـی روح بهجسـم اسـت كـه انسـان روح خـود را نمیبینـد، نمیبینـد تـا زمانـی كـه روح از بـدن جـدا شـود. در دوری از خـدا دردهـا آغـاز خواهـد شـد و انسـان خـدا خـدا خواهـد كـرد تـا دربـا ه خـدا بـهاو نزديـك شـود و دردهـا درمـان شـود، و لـی اگـر روح از جسـم جـدا شـود و افسـار و رشـته نورانـی پـاره شـود مـرگ فـرا میرسـد! *** ارتباط روحانی والدین از عالم بالا با فرزندانشان در این عالم! از ارتبــاط روحانــی والديــن از عالــم بــالا بــا فرزندانشــان در - ايــن عالــم بگــو ارتبـاط پـدر و مـادر بـا فرزندانشـان بعـد از صعـود آنـان از ايـن عالـم نـه

Made with