نقره داغ

مهرویه مغزی

نقره داغ

در راهت كشيدم متعلق بمن است و من مالك آن هستم !! جواب نيامد. حوا باز زبان به شكايت گشود و گفت:

من با ميل خود به این دنيا نيامدم. تو مادر و پدرى را برای من انتخاب كردى و مرا از رحم مادر به اين عالم فرستادى، ترانه هاى عاشقانه در گوشم خواندى، طلب را در قلب من به وديعه گذاردى تا ترا طلب كنم و به دنبالت بگردم و گشتم. به قلب من عشق ورزيدن را ياد دادى، تا عاشق شوم و دوست داشته باشم. در لحظه تولدم چهره ات را در آئینه قلب من تماشا كردى تا هميشه تو را بياد داشته باشم. در هنگام تولدم در اين عالم گريه ها و ناله ها كردم كه مرا تنها نگذارى ولى تو مرا تنها گذاشتى و رفتى و من همه جا به دنبالت گشتم، چه دردها كه در طلبت نكشيدم. زمانى هم كه مى خواستم جان را بگذارم و بروم، خود را در زير درخت سدرة ألمنتهى نشانم دادى، چشم و گوشم را باز كردى و عمر دوباره به من عطا كردى. ولى حال، كه نور را گم كرده ام، از من پنهان شده اى. و من از تو سئوال مى كنم چرا هر زمان كه به تو احتياج دارم؛ تو خود را از من پنهان مى كنى؟ جواب نيامد. درعوالم غيب صبرمعنا ندارد. ارواح جواب را همزمان با سئوال مى گيرند، ولى در عالم شهود انسان بايد صبركند، و اگر صبر كند جواب سئوالش را زودتر مى گيرد. بهمين خاطر كسانى كه در جواب گرفتن عجله مى كنند، جواب ديرتر به آنها مى رسد، چون عجله، عجل سئوال شده و راه جواب را هم مسدود مى كند. پس انسان براى جواب به سئوالها ودعاهايش بايد صبر كند تا جوابها با تابش انوار زمان بأو رسيده و يا در قلبش رشد كنند. از طرفى هم خدا زمان مى خرد تا سئوال كننده آماده شنيدن جواب شود، چون بسيارى از اوقات انسان آمادگى شنيدن جواب خدا را ندارد. خدا هم به چند دليل جواب حوا را نمى داد: -خدا با غرور بحث و جدل نمى كند. ١

170

Made with