نقره داغ

مهرویه مغزی

نقره داغ

ابدیت خليل جَبران مى گويد كسانى به ابديت مى پيوندند كه درجستجوى ابديت باشند. وحوا درحال حاضردر جستجوی ابديت نبود، نبضش هم بعد از نبضِ خدا و اراده الهی نمی زد، وسازی را می زد که گوش خدا و كائنات را بشدت مى آزرد. ولى ازانجا كه در كار خدا نااميدى نيست خدا هنوز مى خواست ضربانِ قلبِ حوا را با ضربانِ قلبَ خود موافق کند، تا حوا از جمله مردگان محسوب نشود. سرانجام صبرِ كائنات ميوهِ شيرين داد. نبضِ خدا شروع به زدن كرد، نبض عالم هستى هم زده شده، چرخهاىِ گردون چرخيدند وزندگى در رگها جارى شد و خدا در ادامه سخنانش به حوا گفت: تو را از قعر چاه در آوردم و به اوجِ ماه رساندم، و در آسمانهایم جايت دادم و تو را ماهِ من نامیدم. ولی تو پرده هاىِ شرم و حياىِ ما بین ماه و چاه را پاره كردى و به چاه باز گشتى. هربار كه از دست خلقِ من غمگين شدى، در كنارت ايستادم و تو را به ياد مشقاتى که از دست خلق خود کشیده بودم انداختم، تا شايد در مقايسه با دردِ من دردت را فراموش كنى. و تو عوض آنكه براى من اشك بريزى باز به حال خود گريستى، ومن بروى خود نياوردم و زخم هایت را در اشكهايم غسل دادم تا التيام پيدا كنند، تحّمل تو را درمشقات افزون كردم، و تو را مردمکِ چشمم کردم تا از طريق تو عالمِ وجود راببينم. ولى حال هيچ نمى بينم. من از زيبائى خود ترا خلق و رحم فرزندانم كردم، تا نور و زيبائى من از تو ظاهر شوند،

194

Made with