نقره داغ

مهرویه مغزی

نقره داغ

در زير خاك كشورها پنهان باشم تا مجازات حاكم ظالم شوم، شايد ....شايد خاكم از خاك بهشت، آبم از آب حيات و نورم از خدا باشد، شايد..... شايد رقص درويشى باشم، شايد...... شايد سينه اى باشم و براى خدا تاريك خانه شده باشم تا خدا عكسهايش را در آن چاپ كند، شايد.....شايد! سوْال كننده با عجله حرف جوابگو را قطع كرد و گفت: امكان ندارد انسان بتواند آنچه را كه ذكر كردى باشد؛ و يا بشود! در جواب گفت: امكان دارد! انسان در همه أحوال مى تواند جيوه، قدم، قلم، كلمه، آئینه و ماه، آتش جهنم، درس عبرت، دعا، سر مو، عطر، گلاب ، خاك، نور، آبرو، بى آبروئى، روح ، گلابپاش، نگاه پاك، نگاه بى تفاوت به ظلم ظالم، آب حيات، نورمهتاب، ذره در دل خورشيد، سنگ، برليان، ستاره، واسطه، رنگين كمان، تاريكخانه، شرابخانه، چراغانى شب عروسى، لباس عزا، ذره در دل آفتاب، سايه آفتاب يوسف، شال سفيد، چاه ، ماه و آئینه، زيبائى، توت سفيد، عاقل، عاشق محتجب، نفس پاك، ميوه بهشتى، زنبورعسل، نيش زنبور عسل، نگاه مظلوم، أشك خود پرست، سجاده نماز، سنگ سر شكن، سنگ دل شكن، عطرى كه خود را بو مى كند، عطرى كه خود را در آئینه تماشا مى كند، آه مظلوم ، ضربان قلب سرباز، ضربان قلب مادر سرباز گمنام، ضربان قلب وصال، ضربان قلب گلاديوتور، ضربان قلب فرعون، عاشق صادق ، آئینه و نور، ماهى آزاد، عطر روضه رضوان، قدم مخالف، قدم موافق، أشك خدا، أشك يتيم، عكس ماه روى آب رودخانه ها، حرف دورغ، حرف رأست، آئینه شكسته ، رقص، گردش كهكشان و طواف باشد و يا بشود. مثالى خواست تا روشن شود. جواب آمد: انسان در يك كهكشان زندگى مى كند و درقفسه سينه اش هم يك كهكشان دارد. انسان با زمين؛ بدور زمين و بدور خورشيد طواف مى كند، يعنى با هر قدمى كه در روى زمين بر مى دارد؛ مليونها قدم هم در فضا مى زند، و صاحب كعبه را هم در قلبش طواف مى كند. اگر انسان از گردش خود بدور زمين و خورشيد آگاه مى شد و قدمهايش را هم در

40

Made with